السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

147

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

همچون أستاذ خويش بخوبى بر نقاط قوّت حكمت اشراق واقف بود واز آنها بهره‌ها برد وتأثيرها پذيرفت ؛ اين تأثير را مىتوان در عناوين انتخابى آثار أو بعينه مشاهده كرد : صواعق رحمان ، شهاب المؤمنين ، لوامع ربّانى ومصابيح القدس . مباحث حكمي را از درون لطايف عرفانى بيرون مىكشيد ، وشواهد عرفانى را با براهين عقلي مستند ومستدلّ مىساخت ، به تعبير ميرداماد : هو « الناهج نهج الحكمة من شريعة العرفان . » بر مباحث وآراى كلامي تسلّطى چشمگير داشت . شروح متعدّدى بر مهمّترين اثر كلامي شيعي يعنى تجريد الاعتقاد خواجة نصير الدين طوسي - قدّس سرّه القدّوسى - نگاشت . در ضمن اين شروح افزون بر آراى ماتن انديشه‌هاى عمدهء متكلّمان وشارحان پيشين ومعاصر تجريد را طرح ونقد كرد . أو در نقد انديشمندان كلامي أهل سنّت همچون فخر رازي از حيطهء نقد علمي فراتر نرفت وبرخلاف استادش كه بشدّت فخر را مورد طعن وذمّ خود قرار مىداد ، « 1 » از أو با عنوان الفاضل الرازي ياد مىكرد . چه معتقد بود در ميان انديشه‌هاى رازي نيز مباحث وتحقيقات ارزنده‌اى وجود دارد كه انكار آن دور از انصاف مىنمايد . مير سيّد احمد متكلّمى دردآشنا وخوش‌ذوق بود ؛ از اين رو بر أساس ضرورتهاى آن دوره به فراگيرى زبان عبرى پرداخت وپس از آن آثار گرانسنگ وكرامندى را در نقد تورات وإنجيل واثبات تحريف آنها نگاشت . أستاذ هانرى كربن در اين رابطه مىگويد : « موضوع بس جالب در اين ميان اين است كه اين عالم وفيلسوف متألّه مكتب إلهيات أصفهان كاملا زبان عبرى را مىدانسته است تا به جايى كه عين متن كتاب عهد عتيق ( تورات ) را شرح مىكند ، آن متن عبرى را به حروف عربى مىنويسد وسپس كلمه به كلمه به فارسي ترجمه مىنمايد . حتّى ظرافتكارى به خرج داده ، اقسام مختلفه ونمونه‌هاى گوناگون را معيّن مىكند . . . سيّد احمد علوي أصفهاني علاوة بر دانستن زبان عبرى به

--> ( 1 ) . ر . ك : نبراس الضياء ، ص 6 ، 15 ، 16 ، و . . . .